دین پژوهی

بررسی ادیان و آیین های جهان در سنجش خرد ـ با رویکرد آزاد اندیشانه

بررسی ادیان و آیین های جهان در سنجش خرد ـ با رویکرد آزاد اندیشانه

دین پژوهی

در این وبگاه کوشش کرده ام، مسائل برون دینی (و حتی درون دینی) را از زوایای مختلف و با آزاد اندیشی و تفکری رها از هرگونه تعصب و تقلید مورد واکاوی قرار دهم.
علی ایمانی نسب (دانش آموخته حوزه علمیه قم)


اگر برای اولین بار است که مطالب این وبلاگ را مطالعه می کنید، و قبل از آن مطلب «نکته بسیار مهم قبل از خواندن مقالات این وبگاه» را نخوانده اید، لطفا قبل از خواندن مطلب زیر، حتما آن را با کلیک بر عنوان فوق، مطالعه نمایید.


مقدمه

یکی از از جنبه هایی که اخیرا از سوی برخی از علمای اسلام به عنوان اعجاز قرآن به عنوان یکی از نشانه های حقانیت اسلام شمرده می شود، ارتباطات عددی منظمی است که در قرآن وجود دارد که از آن تحت عنوان «اعجاز عددی قرآن» یاد می شود. بی شک اگر ثابت شود که در قرآن نظم ریاضی خاصی حاکم است که عادتا محال بوده از سوی پیامبر اسلام در قران لحاظ شده باشد، می تواند یکی از نشانه های راستین حقانیت این دین باشد. البته بررسی مفصل تمام مواردی است که ادعا می شود قرآن از این جنبه دارای اعجاز و شگفتی است، نیازمند تحقیقات جداگانه ای است، اما ما یکی از این موارد را مورد بررسی و تحلیل قرار می دهیم تا ببینیم آیا واقعا قرآن در این زمینه دارای شگفتی یا اعجاز هست یا خیر؟




ارتباط عددی بین شماره سوره ها و تعداد آیات قرآن

گفته می شود که ارتباط عددی بسیار دقیقی میان شماره سوره ها و تعداد آیات آن برقرار است، بدین صورت که، اگر چهار ستون تشکیل دهیم:
 در ستون اول :شماره هر سوره
در ستون دوم: تعداد آیات هر سوره
 در ستون سوم: حاصل جمع شماره هر سوره و تعداد آیات آن که عددی فرد شده است (مثلا سوره آل عمران سومین سوره قرآن است و 200 آیه دارد که حاصل جمع شماره سوره و تعداد آیات آن می شود 203 که عددی فرد است).
 و در ستون چهارم حاصل جمع شماره هر سوره و تعداد آیات آناگر عددی زوج شده است (مثلا سوره حمد، که اولین سوره قرآن است هفت آیه دارد که حاصل جمع شماره سوره و تعداد آیات آن می شود 8 که عددی زوج است).
سپس اگر اعداد واقع در هر ستون را با یکدیگر جمع کنیم با اعداد جالب توجهی برخورد می کنیم که در جدول زیر آمده است:

با کلیک کردن بر روی جدول می توانید آن را با وضح بیشتر و با اندازه واقعی دریافت کنید.
همانطور که می بینید حاصل جمع اعداد هر ستون دو به دو با یکدیگر برابرند !! و جالب آنکه تعداد حاصل جمع های فرد و زوج هر کدام 57 تا هستند و برابرند !!

نکته اول: اینجانب (علی ایمانی نسب) دو بار تمام این حاصل جمع ها را بررسی کردم و به همین نتایج فوق رسیدم. هر یک از شما نیز می توانید اعداد فوق را به نحوی که گذشت با یکدیگر جمع بزنید تا از صحت آنچه گفته شد اطمینان یابید. یکی از کاربران عزیز به نام وحید رجایی، محاسبات فوق را توسط برنامه اکسل انجام داده است و به همین نتایج فوق رسیده است که در پانوشت همین مقاله، توضیحات ایشان و لینک دانلود مربوط به این برنامه قرار داده شده است.

نکته دوم:بنا بر تحقیقات بنده حقیر، ارتباطات ریاضی وار زوج و فرد دیگری نیز در قرآن موجود است که مانند ارتباطات عددی فوق، پیچیده و دقیق اند که در مقالات بعدی به آن خواهیم پردخت؛ گویا قرآن نسبت به اعداد زوج و فرد عنایت خاصی دارد و شاید به همین دلیل است که به زوج و فرد قسم خورده است:
وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ (فجر/3):
سوگند به زوج و فرد

نکته سوم: اگر دقت کنید، حتما متوجه خواهید شد که به طور اتفاقی غیر ممکن است که بین شماره هر سوره و تعداد آیات قرآن ارتباط خاصی به وجود بیاید، به عنوان مثال اینکه حاصل جمع شماره سوره ها عدد 6555 شده است، چه ارتباطی می تواند با حاصل جمع شماره هر سوره و تعداد آیات آن که عددی فرد شده است، داشته باشد؟ و همین طور حاصل جمع کل آیات قرآن که 6236 است چه ارتباطی می تواند با حاصل جمع شماره هر سوره و تعدد آیات آن که عددی زوج شده است داشته باشد؟! مگر اینکه ایجاد چنین ارتباط زیبا و دقیقی، با علم و آگاهی در قرآن ایجاد شده باشد.

به نظر شما اگر یک ریاضی دان برجسته که عمرش را صرف محاسبات ریاضی کرده است، اگر کتابی چون قرآن (که دارای ابعاد گوناگون معنوی، اجتماعی، اخلاقی و... است) می نوشت، تا چه حد می توانست، تنها با استفاده از ذهن خود، چنین نظمی پیچیده ای را بین شماره سوره ها و تعداد آیات آن (با در نظر گرفتن حاصل جمع زوج و فرد) برقرار کند؟ و اصلا تا چه حد به ذهنش خطور می کرد که چنین نظمی را بر قرار کند؟ و اگر هم موفق به چنین کاری می شد، آیا حتما آن را به عنوان توانایی خارق العاده اش ابراز نمی کرد؟

حال تصور کنید پیامبر اسلام که در محیطی عاری از سواد و دانش پرورش یافته و توانایی خواندن و نوشتن نداشته است و بر فرض که این چنین توانایی داشته است، اما ریاضی دان نبوده است، (به ویژه اینکه حتی از اولیات ریاضی هم بی اطلاع باشد تا چه رسد به اینکه یک ریاضی دان برجسته باشد) چگونه می توانسته است چنین نظمی را در قرآن ایجاد کرده باشد، آن هم با آن همه درگیری و نزاع و جنگ و مشغله های فکری که داشته است؟ و جالب اینکه اگر هم بر فرض محال با ذهن خود توانسته باشد چنین نظمی را برقرار کند، چرا از وجود آن هیچ خبری نداده است؟ آیا غیر از این می تواند باشد که از جانب خود او این نظم در قرآن نهادینه نشده است بلکه از جانب خدایی است تا برای آیندگانی که این ابعاد قرآن را کشف می کنند نشانه هایی بر صدق قرآن باشد؟ و نکته آخر اینکه طبق این نظم، تا حد زیادی می توان به عدم تحریف قرآن پی برد.

اینجاست که فکر می کنم اسلام، نشانه قابل توجهی بر حقانیت نبوت پیامبر اسلام در دسترس دارد. آری می پذیرم که شاید تنها همین مورد کافی نباشد که ما او را پیامبری از طرف خدا بدانیم چرا که برای یک پیامبر و آموزه های او خیلی از قابلیت های دیگر هم لازم است داشته باشد تا به نبوت او مطمئن شد، اما در هر حال باید پذیرفت که نبوت امری است که با تجمع شواهد و قرائن نبوت ثابت می شود، بدین معنا که اگر مثلا دیدیم که روابط ریاضی پیچیده دیگری در قرآن حاکم است و یا اینکه از جنبه های محتوایی دیگر، حرف برای گفتن دارد و از طرفی سیره زندگی پیامبر، متناسب با جایگاه او باشد و ... می توان به نبوت او مطمئن شد. با این حال اگر ما باشیم و همین نظم ریاضی گفته شده، نشان از آن دارد که اسلام دینی نیست که به سادگی بتوان از گذشت و به نظر می رسد که قابلیت های زیادی برای اطمینان دهی بر حقانیت خود در دسترس داشته باشد که باید مورد بررسی قرار بگیرد (مواردی مانند اعجازهای علمی و عددی دیگر، اعجازهای محتوایی و قانون گذاری ها و ... که به مرور زمان بررسی خواهند شد).

به قلم علی ایمانی نسب



پانوشت:
توضیحات ارسالی جناب آقای وحید رجایی درباره استفاده از برنامه «اکسل» برای محاسبات فوق، به شرح زیر است:
0- نرم افزار microsoft office excel یک برنامه از سری آفبس هست. مثل برنامه word. توی منوی start. فولدر Microsoft office. نرم افزار microsoft office excel رو باز کنید.

1- ستون اول A باید اعداد 1 تا 114 که شماره سوره های قرآن هست رو بنویسید.  برای اینکار از خاصیت autofill در اکسل استفاده میشه تا مجبور نباشید یکی یکی اعداد رو بنویسید، (سرچ کنید و یاد بگیرید انجام بدید.)

2- ستون دوم B آیات قرآن رو باید یکی یکی روبروی شماره هر سوره بنویسید. میتونید واسه راحتی یک نرم افزار قرآن سبک (مثلا FarsiQuran) رو دان کنید، از صفحه فهرست همه رو بگیرید، و بعد روی ستون کپی کنید.

3- ستون سوم C باید یه فرمول بنوسید که دو تا ستون A و B رو جمع کنه. اگر فرد بود، این جمع رو بنویسه. فرمولش  برای اولین ردیف اینه  (IF(ODD(B1+A1)=(B1+A1), B1+A1,0)=     برای ردیف دوم عدد یک میشه 2 و همبن طور به ترتیب تا آخر.  این فرمول رو باید در تمام ستون بنویسید. برای اینکه نخواهید یکی یکی تو هر خونه بنویسید دوباره از همان خاصیت autofill که گفته شد استفاده باید بشه

4- ستون سوم D مثل ستون قبلی فقط در صورت زوج بودن باید جمع رو بنویسه. فرمولش اینه :  (IF(EVEN(B1+A1)=(B1+A1), B1+A1,0)

5- به ردیف آخر برید. باید اعداد هر ستون رو جمع کنید. در ردیف آخر زیر هر ستون کلیک کنید.از نوار منوی برنامه formulas >> autosum  رو بزنید خودش اعداد ستون بالای اون خونه رو جمع میکنه.

انجام توضیحات فوق برای کسی که به این نرم افزار آشنایی داشته باشد حدود 5 دقیقه زمان میبرد.  کسی هم که آشنایی ندارد فایل آماده شده (جدول فوق با اطلاعات کامل مربوط به سوره ها و تعداد آیات) را می توانید در اینجا دانلود کنید.

علی ایمانی نسب

نظرات  (۱۹)

۰۶ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۴۸ حسین حاجی پور

احسنت بر شما

خیلی عالی بود

چون بنده یک سری شاهد مثال را قبلا از دیگران دیده بودم که می خواستند نظم عددی قرآن را ذکر کنند اما تقریبا همگی دچار اشکال بودند اما این شاهد مثال و نمونه استدلالی محکمی بر نظم  عددی است. 

پاسخ:
خواهش می کنم. البته شواهد زیادی بر نظم عددی قرآن وجود داره که بدون مشکل اند و انشاء اله سر فرصت روی وب خواهم گذاشت. 
۰۷ فروردين ۹۳ ، ۰۰:۰۲ سید محمود میرافضلی
با سلام و احترام...مطلب بسیار خوبی بود. ممنون. زیباتر از اصل مطلب ، نتیجه گیری های انتهایی بود...گرچه قرآن مملو از ارتباطات عددی خاصی است که همگی حاکی از نظم ویژه قرآن دارد، اما مطلب فوق به تنهایی، برای ایمان آوردن به اینکه آورنده قرآن کسی جز خداوند نیست کافی است ! علاوه بر این، می توان از روی ارتباط عددی ذکر شده  تا حدود زیادی به تحریف نشدن قرآن (زیاد نشدن و کم نشدن آیه ای از قرآن) پی برد.

۳۱ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۰۲ محسن حسین نیا
سلام آقای ایمانی نسب 

موضوع فوق العاده خوبی رو انتخاب کردی
انشاء الله که موفق باشی
اگه میشه مطالب بیشتری در این رابطه بذار
وبلاگ شما رو رو لینک کردم.
با سلام و احترام فراوان و بی دریغ
امیداوارم نقد موجب نزدیکی ما به یکدیگر باشد و همدلی ما را بیشتر کند
برادر علی به نظر بنده دین اسلام برای اثبات حقانیت خود نیاز به این محاسبات ندارد و اگر این محاسبات نیز صحیح نباشد که صحیح به نظر نمی رسد کمترین ضربه ای به حقانیت اسلام نمی خورد.
ایراد اساسی این محاسبات این است که در سوره فاتحه بسم الله الرحمن الرحیم جزء آیات محسوب شده و شماره خورده است لیکن در بقیه سوره ها بسم الله الرحمن الرحیم جزء آیات محسوب نشده است که اگر ما بسم الله الرحمن الرحیم را جزء آیات محسوب کنیم این نظمی که اشاره کردید از میان می رود.
در یک نگاه اجمالی تعداد آیات سوره بقرة را 256 زدید در حالی که تعداد آیات سوره بقرة 286 هست، البته بنا به نظر شیعه 287 هست؛ از آنجائی که بسم الله الرحمن الرحیم بنابر نظر شیعه جزء آیات حساب می شود.
بله با قطع نظر از ایراد دوم اگر بخواهیم حقانیت دین را اینگونه اثبات کنیم میتوانیم توجیه کنیم که خوب بالاخره حمد با دیگر سوره ها فرق می کند و با این مبنا که شماره گذاری را در دیگر سوره ها از بعد بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنیم بالاخره این نظم رخ نمایی می کند!
خوب حالا اگر نظم های دیگر هم مورد نقد قرار بگیرد ما باید چه دینی را انتخاب کنیم؟
البته نقد مذکور به این معناست که رشته نخ تسبیح به نظر جای دیگر است و این را نفی نمی کند که بالاخره کسانی با انحراف از جاده از بیابان نیز با تحمل مصائب فراوان بتوانند در زمانی طولانی به مقصد برسند البته اگر نصیب گرگ های بیابان نشوند!
ببخشید خیلی نقد بدی بود، خیلی بوی تکبر ازش به مشام می رسه، انگاری که فکر کرده هر چی خودش فکر کنه همون درسته و دیگر هیچ!
شما جدی نگیر این فقط بیان یک تفکر بود نه تحمیل اون اگر چه بوی تحمیل بده
برادر دوستت داریم
پاسخ:
با سلام دوست عزیز. از نقد دوستانه شما کمال سپاس را دارم. با همین نقدهاست که حقایق روشن تر می شود. و اما لازم است که نکاتی را درباره اعجاز عددی قران عرض کنم.
1ـ شواهد تاریخی و روایی حاکی از آن است که قسمت بندی آیات قرآن کریم توسط خود پیامبر صورت گرفته است و برخی مطالبی که گفته می شود در زمان ابوبکر و عثمان و ... این کار صورت گرفته از نظر برخی دانشمندان علوم قرآنی مانند آیت الله خویی مورد تأیید نیست که البته لازم است شواهد تاریخی و حدیثی آن به طور جداگانه در مقاله ای مطرح شود. بنابراین وقتی که خود پیامبر بسم الله الرحمین الحریم را در سوره حمد یک آیه محسوب کرده اند و در سوره های دیگر آن را به ضمیمه آیه اول هر سوره (مثلا در سوره بقره بسم الله الرحمن الرحیم به ضمیمه الم، آیه اول است)، یک آیه قرار داده اند امری است که بنا به خواست پیامبر صورت گرفته است. بنابراین از این نظر هیچ بی نظمی و اشکالی در اعجاز عددی مطرح شده صورت نگرفته است و عینا مطابق شماره آیه هایی است که بنا به اراده پیامبر (و طبیعتا اراده خدا) بوده است، صورت پذیرفته است.
[آری بقره 286 آیه دارد و سهوا نوشته ام 256 که آن را اصلاح کردم و عدد حاصل جمع همان است و تغییری در نتیجه رخ نداده است. زیرا به هنگام جمع این اعداد، تعداد آیات را 286 آیه محاسبه کرده ام.]
درباره نکته دومتان هم باید عرض کنم که نظم های عددی و پیچیده دیگری در قرآن وجود دارند که به هیچ وجه قابل نقد و انتقاد نیستند و همین نظم ها خودش می تواند بیانگر اعجاز قرآن باشد. که انشاء الله در همین وبلاگ قرار داده  خواهد شد و اگر اشکالی به آنها داشتید می توانید مطرح کنید.
نکته سوم اینکه ما اعجاز قرآن را تنها در بُعد ریاضی آن ندانسته ایم که اگر این بُعد ریاضی وجود نداشته باشد پس اعجاز قرآن به طور کلی شود. خیر قرآن از جنبه های گوناگون می تواند دارای اعجاز باشد . هر قدر که این ابعاد بیشتر باشند اطمینان انسان به اینکه این کتاب از جانب خداست بیشتر می شود. مضافا بر اینکه اگر واقعا ثابت شود که چنین نظم ریاضی در قرآن وجود دارد آیا احتمال نمی دهید که این نظم از جانب خداوند در قرآن نهاده شده تا برای آیندگانی که شیفته این جنبه قرآن می شوند، به قرآن ایمان بیاورند. باید پذیرفت که ذوق و سلیقه و طرز اندیشه انسان ها با یکدیگر متفاوت است، شاید آن جنبه ای را که شما دارای اعجاز می دانید فرد دیگر درک نکند. مثلا من نمی دانم شما واقعا کدام جنبه اعجاز قران را درک کرده اید (جنبه ادبی، محتوایی و ...) خب شاید این جنبه ها برای فرد دیگری اطمینان نیاورد اما وقتی با اعجاز عددی قران مواجه می شود دیگر بهانه ای برای انکار آن نمی بیند. مثلا همین بعد ادبی و محتوایی قران بسیار مورد نقد قرار گرفته است [که البته نمی خواهم بگویم نقدهایشان وارد است، اما با مطالعه نقدهایشان می بینید که اگر بخواهید پاسخ برخی از این نقدها را بدهید،باید واقعا از حیث علمی توانا باشید.] شما بفرمایید کدام جنبه قران را دارای اعجاز می دانید تا  برای شما برخی مسائل را مطرح کنم تا ببینیم آیا واقعا درک اعجاز قرآن به همین سادگی است؟ [تنها یک پیشنهاد است]
از نقد دلسوزانه شما کمال سپاس را دارم اگر باز هم احساس می کنید، پاسخ هایی که داده ام قابل نقد اند خوشحال می شوم از ذکر آن ها دریغ نکنید

سلامی دوباره
خیلی ممنون از پاسخ شما
در دلیل این قسمت از پاسخ برای بنده سؤال پیش آمد؟
بنابراین وقتی که خود پیامبر بسم الله الرحمین الحریم را در سوره حمد یک آیه محسوب کرده اند و در سوره های دیگر آن را به ضمیمه آیه اول هر سوره (مثلا در سوره بقره بسم الله الرحمن الرحیم به ضمیمه الم، آیه اول است)، یک آیه قرار داده اند امری است که بنا به خواست پیامبر صورت گرفته است.
یعنی اگر بسم الله الرحمن الرحیم جزء سور نیست مگر سوره حمد که ایرادی به محاسبات مذکور وارد نیست، لیکن اگر بسم الله الرحمن الرحیم جزء تمام سور هست اینکه در سوره حمد یک آیه محسوب می شود لیکن در سور دیگر آیه محسوب نمی شود چه دلیلی دارد؟ و به چه دلیل شما این امر را منتسب به پیامبر صلی الله علیه و آله می کنید؟
حتی اگر سوره بقرة بسم الله الرحمن الرحیم با الم یک آیه محسوب شود و دلیلی بر این امر داشته باشیم آیا دلیل بر این می شود سور دیگر هم مانند سوره بقرة است؟ و چرا سور دیگر مانند سوره حمد نباشد؟
ممنون

اولین چیزی که در یک پیام نظر آدمی را به خود جلب می کند محتوای یک پیام است، به نظر شما وقتی حضرت رسول در کوه به نظرم ابی قبیس سخن مشهور خویش را بعد از اعتراف گرفتن از صداقت و امانت خویش بیان نمودند که «قولوا لا إله إلا الله تفلحوا» آیا محتوای این دعوت برای روی آوردن به آن کفایت نمی کرد، یعنی حتما باید نظمی هم در این کلام وجود داشته باشد که فرد متقاعد شود و شروع به حرکت کند یا همین کلام به همراه این اعتراف هر صاحب خردی را به حرکت در می آورد.
واقعا در قیاس پرستش بت و پرستش الله می توان در عدم حقانیت پرستش بت دچار تردید شد؟ آن هم با اعتراف به صداقت و امانت پیام آور توحید و با عیش و نوش و طرب متولیان پرستش بت؟
در مقایسه دعوت ها آدمی به حقیقت روی می آورد.
آیا حضرت امیر علیه السلام، سلمان، ابوذر و مقداد هم با اعجاز عددی قرآن به اسلام روی آوردند؟
چگونه این همه جانفشانی و جهاد با تمام دارایی و جان را می توان تبیین نمود؟
پر اعتقادی که از این روش بدست بیاید تا کجاست؟
آیا اگر پای دادن جان هم در میان بیاید می توان با چنین اعتقادی این افراد را در صحنه نگاه داشت.
اگر پای ابتلائات و مصائب پیش بیاید می توان با چنین اعتقادی در زیر بار سختی مصائب دوام آورد؟
به نظر بنده دعوت پیامبر پیش از هر چیزی دعوت به حقایقی است که تا آن حقایق درک نشود ولو اینکه با اعجازهای مختلف به پیامبری آن حضرت پی ببریم، دردی از دردهای ما درمان نخواهد شد.
چرا ائمه اطهار علیهم السلام از این روش ها برای متقاعد کردن افراد استفاده نکرده اند و چرا همواره فطرت افراد را مورد خطاب قرار داده و با طرح حقایق پاسخ فطرت افراد را مطالبه می کردند؟
بطور یقین حضرات معصومین به چنین جنبه هایی از اعجاز آگاهی داشتند و بطور یقین مردم آن زمان در این حد ریاضی می فهمیدند، پرسش اساسی این است که چرا ائمه در اثبات حقانیت اسلام  از این روش استفاده نکردند؟
آیا همه مزایایی که شما برای چنین روشی در ذهن دارید در زمان ائمه هم قابل استیفاء نبوده است؟
به نظر بنده باید روش اهل بیت علیهم السلام را پیش گرفت و البته بنده احاطه کامل بر روش تبلیغی اهل بیت ندارم، اگر شما شواهدی از این نوع رویکردها در شیوه تبلیغی اهل بیت در ذهن دارید حتما بنده را نیز در جریان بگذارید.
شیوه تبلیغی اهل بیت علیهم السلام مبتنی بر توحید فطری می باشد و اینکه همه قالوا بلی را گفته اند و قبل از عالم اجسام عوالم دیگری بر آدمیان گذشته است که از آن تعبیر به عالم ارواح و اظله و ذر می شود. طینت ها بر اساس عبودیت انسان ها شکل گرفته است و دنیا فرصتی دوباره برای عبودیت است که کسانی که در امر به دخول در آتش به آتش درنیامده اند دوباره فرصت بیابند و اینبار با آیات بیشمار آسمان و زمین و ... که ربوبیت حکیمانه الله را نشان می دهد و کسانی که اهل خشیت باشند با از ذکر نفع می برند و افراد شقی از ذکر اجتناب می کنند و رسول امر به ذکر شده است که او تنها و تنها تذکر دهنده است.
من به شخصه معتقدم که کسی که به حقانیت دین رسیده است نباید با برچسب اینکه ما می خواهیم بحث برون دینی کنیم از روش تبلیغی ائمه دور شود ولو اینکه خود به روش دیگری به حقانیت دین رسیده باشد. بعد از روی آوردن به دین باید تسلیم بود.
صرف اینکه یک روش خلاف دین نیست نباید ما را برای اتخاذ آن متقاعد کند، امری بدین اهمیت که تبلیغ دین باشد بطور قطع مورد اهتمام  تمام و کمال خداوند، رسول ص و ائمه علیهم السلام بوده است و به نظر بنده تخطی از روش وحی و صاحبان وحی حداقل در این مورد خروج از مسیر حق است.
البته بنده قصد تفصیل نداشتم لیکن جهت رعایت ادب بحث رو ادامه دادم.
پاسخ:


دوست عزیز

آنچه که مرا وادار کرده است که بسم الله الرحمن الرحیم را در تنها در سوره حمد، یک آیه جداگانه بدانم، اما در سوره های دیگر، آن را به ضمیمه آیه اول، یک آیه بدانم، چند مطلب یقینی نزد شیعیان است. که بعید می دانم بتوانید سخن علمی قابل قبولی که مورد تأیید علمی قرار بگیرد در رد آنها داشته باشید:

1ـ همگان (و به ویژه شیعه) اتفاق دارند که در زمان پیامبر اکرم (ص)، سوره های قرآن به همراه تعیین فاصله آیات (آیه بندی آن) مشخص شده بود. اگر تردیدی هست در ترتیب سوره ها و جمع آوری قرآن در یک مصحف است که البته شواهدی در دست است که نشان می دهد همان هم در زمان خود یامبر صورت گرفته است و دلایل قاطعی بر این حرف داریم (که از محل بحث ما اجمالا خارج است)
2ـ شیعیان اتفاق نظر دارند که قرآن 114 بسم الله الرحمن الرحیم دارد (ظاهرا احادیثی در این رابطه نیز وجود دارد)
3ـ شیعیان اتفاق نظر دارند که بنا بر روایت کوفی ها که منتسب به امیرمومنان علی (ع) است و از حمزه، کسائی و خلف نقل شده است، قرآن 6236 آیه دارد.
4ـ قرآنی که اکنون در دست ماست به قرائت حفض از عاصم است که منتسب به امیرمومنان است و این قرآن در ابتدای همه سوره هایش به جز توبه بسم الله الرحمن الرحیم دارد و تنها در سوره حمد این آیه آیه ای جداگانه قرار داده شده است.
اگر این 4 مقدمه را بپذیریم، من تنها دو توجیه درباره اینکه بسم الله الرحمن الرحیم در حمد آیه ای جداگانه است اما در سایر سوره ها نیست به ذهنم می رسد که هر دوی این توجیهات نظم عددی قرآن ر که ذکر کرده ام به هم نمی زند.
توجیه اول: همان است که گفته شد در سوره حمد آیه ای جداگانه است و به عنوان آیه اول شمرده شده است و در سایر سوره ها به ضمیمه آیه بعدش یک آیه است.
توجیه دوم: به غیر از سوره حمد، بسم الله الرحمن الرحیم شماره نخورده است و آیه اول محسوب نمی شود اما جزء سوره محسوب می شود.
که البته توجیه اول به نظرم بهتر است و اکثر علما هم همین را پذیرفته اند. مثلا رجوع کنید به تفسیر نمونه ج1 ص 17.
 خلاصه اینکه اگر شما می توانید با توجه به 4 مقدمه فوق، نظر بهتری ارائه دهید، خب بگویید، می شنویم ! شاید شما توجیهات بیشتری داشتید که با اجماع شیعیان بیشتر سازگاری داشته باشد.

آنطور که من از سخنان شما فهمیدم، گویا شما منکر چنین نظم ریاضی در قرآن هستید. اما اگر موارد فراوان چنین نظمی را ببینید،که به عنوان مثال در همین وبگاه یک مورد دیگر را هم تحت عنوان «ارتباط دقیق و پیچیده شماره سوره ها و تعداد آیات مربع کامل در قرآن» ذکر کردم ، دیگر نمی توانید ارتباطات دقیق عددی قرآن را انکار کنید. باور کنید موارد خدشه ناپذیر اعجاط عددی در قرآن زیادست، درست است که عده ای افراط کرده اند و مطالب غلط را به عنوان اعجاز عددی مطرح کرده اند اما حقیقت آن است که موارد صحیح آن کم نیستند.

حال اگر واقعا بپذیریم که چنین نظمی در قرآن وجود دارد (که دارد)، از شما سوال می کنم چرا خداوند چنین نظمی را در قرآن ایجاد کرده است؟ آیا این کار لغو و بیهوده بوده است یا اینکه از ایجاد چنین نظمی قصدش این بوده که بر جنبه اعجازی این کتاب بیفزاید؟ شاید جنبه اعجاز عددی قرآن برای شما چندان مهم به حساب نیاید و دلتان را نلرزاند، اما افرادی را میشناسم که با شنیدن این حرفها به وجد می آیند و اطمینانشان بر الهی بودن این کتاب آسمانی دو چندان می شود. اما گویا شما قبول ندارید که این روش بتواند اطمینانی که مبنای عمل قرار بگیرد برای انسان به ارمغان بیاورد.این اشکال شما از اینجا ناشی شده است که گمان می کنید بنده قصد دارم که حقانیت قرآن را تنها بر اساس اعجاز عددی قرآن نشان دهم.

 که البته این گمانتان صد در صد خطاست. از نظر من مهمترین اصل در تقویت باورهای دینی فطرت است و تا فطرت نباشد هیچ چیز دیگری نمی تواند ایمانی به دین و خدا در انسان ایجاد کند. تمام دلایل علمی و فلسفی و ... به کمک درک فطری انسان ها از توحید است که می تواند در ایمان انسان ها تأثیر بگذارند. و به نظرم خیلی از دلایل علمی و فلسفی و اعجاز عددی و ... نقششان این است که انسان را از غفلت وابستگی به دنیا بیدار کنند و او را متوجه فطرت خویش کند تا قدری هم متوجه این کتاب آسمانی شود تا به سمت قرآن کشیده شود و با عمل به قرآن، درون خویش رانورانی کند. آیا شما واقعا دلیلی دارید که این اعجازهای عددی نمی تواند چنین کاری کند؟ اما بنده دلایلی بر کارآمدی همین اعجازهایی عددی قرآن دارم. تا به حال چندین مورد پیش آمده است که وقتی بحث از شبهات قرآنی که دیگران در انکار قرآن گفته اند می شود، دیگران به استناد همین اعجازهای عددی، قرآن را از طرف خدا دانسته اند و از این شبهات به راحتی عبور کرده اند و در شک و تردید نمانده اند.

البته اعجازهای عددی قرآن تنها بخشی از کار است و انشا الله در آینده باید اعجاز محتوایی ومعرفتی، حقوقی و ... قرآن را بیشتر تأکید کرد. اما این اعجازهای عددی نقش بیدارکننده را دارد که یک فرد جذب سفره معارف قرآنی شود، همین. (لا اقل برای برخی افراد خیلی کارساز است و من نمونه هایش را دیده ام، حتی می تواند برخی را از کفر خارج سازد)

شما نوشته اید: چرا ائمه اطهار علیهم السلام از این روش ها برای متقاعد کردن افراد استفاده نکرده اند و چرا همواره فطرت افراد را مورد خطاب قرار داده و با طرح حقایق پاسخ فطرت افراد را مطالبه می کردند؟

پاسخ من این است که از کجا چنین کلیتی را به دست آورده اید که همواره فطرت انسان ها را مورد خطاب قرار می داده اند؟ شما که خودتان می فرمایید من به شیوه هدایتی اهل بیت احاطه ندارم نباید چنین حرفی را بزنید. خیر همیشه اینطور که شما فکر می کنید نبوده است. اهل بیت شیوه های گوناگونی در تبلیغ دین داشته اند که یکی از آنها بیداری فطرت بوده است (مانند همان کسی که وقتی کسی در وجود خدا شک کرد به او گفت آیا تا به حال شده در کشتی باشی و دریا طوفانی شود و راه نجاتی پیدا نکنی و ... ) و در بسیاری از مواقع با دلایل کاملا صرفا فلسفی و عقلی و برهانی، سعی در آگاه کردن دیگران داشته اند. اگر باور ندارید روایات باب توحید کتاب شریف کافی را بخوانید که از این جور مواجهات اهل بیت پر است. شیوه تربیتی برای هدایت برخی افراد شاید روی شما تأثیر نداشته باشد، زیرا برای طیف خاصی از افراد ارائه شده است. علتش هم این است که آدمها بایکدیگر فرق دارند و هر کسی را به شیوه خودش باید سر سفره قرآن و توحید نشاند. شما از اعجاز عددی قرآن لذت نمی برید چرامخالفت می کنید با افرادی که این جنبه قرآن برایشان جذابیت دارد و همین باعث می شود که به این کتاب علاقه مند شوند و با آن مأنوس شوند تا کم کم با معارفش آشنا شوند و فطرت آنها بیدار شود.

اینکه چرا اهل بیت اعجاز عددی قرآن را ذکر نکرده اند امری روشن است و نباید هم چنین کاری می کردند. تا وقتی که هنوز معارف الهی و احکام اسلامی به طور کامل تبیین نشده است، انتظار دارید که اهل بیت بیایند وقتشان را صرف تبیین اعجاز عددی قران کنند؟ آن هم در شرایطی که عرب آن روز از علم اعداد بیگانه بوده است و تصور درستی از این محاسبات نداشته است. اصلا جایگاه هل بیت خیلی بالاتر از آن است که بیایند این مطالب را بگویند، زمان اهل بیت اقتضا داشته که خیلی مطالب مهمتری مطرح شود و اصلا فضای فکری مردم عرب آن زمان آمادگی اعجاز عددی را نداشته است زیرا ذهنش با این مباحث مأنوس نبوده است. اما امروزه همه بچه ها به مدرسه می روند و ریاضیات فرا می گیرند و این مطالب را درک می کنند.......

اعجاز علمی قرآن هم مانند اعجاز عددی است که اهل بیت اشاره ای به آنداشته اند اما واقعیت دارد.  لینک زیر را از بنده مطالعه نمایید:
http://eajazquran14.blogfa.com/post/27
در پاسخ به نقدتان خیلی مباحث دیگر بود که می خواستم مطرح کنم. اما نوشته خیلی طولانی شد.

از اینکه وقت گذاشتید و جواب دادید واقعا ممنونم. باز هم اگر حوصله داشتید و اشکالی به نظرتان رسید دریغ نکنید من استفاده می کنم. باور کنید...

من منکر اعجاز عددی نیستم و شاید نتوانستم مطلب را خوب منتقل کنمو شاید احساس من اشتباه بود چون عنوان وبلاگ شما دین پژوهی است و ذیل آن فرمودید بررسی ادیان و آیین های جهان در سنجش خرد با رویکرد آزاد اندیشانه. 
من احساس کردم شما تمرکزی بر معارف دین ندارید و روی آوردن به دین اسلام را بیشتر با تمرکز بر اعجاز می خواهید خردمندانه معرفی کنید.
بحث من این است که اگر خرد آدمی با معرفت بیدار شود با طرح متشابهات در محکمات تشکیک نمی کند.
***
اینکه قرآن خصوصیتی داشته باشد دلیل بر این نمی شود که ما بخواهیم از این خصوصیت استفاده کنیم.
با جفر و رمل و اسطرلاب و ... هم شاید بتوان به سراغ قرآن رفت و شگفتی هایی از آن را رونمایی کرد لیکن کجا ائمه چنین روشی را انتخاب کرده اند؟
حالا شاید یکی بگوید مگر قرآن بالاخره چنین ویژگی هایی ندارد؟
خوب داشته باشد.
شما آیات قرآن را که تغییر داده اند و لابلای آن اسم موکّل ها را گذاشته اند دیده اید، ممکن است آثاری بر خواندن اینگونه قرآن بار شود. آیا از این روش هم می توان برای اثبات حقانیت قرآن استفاده کرد که ببینید چه آثاری بر آن بار می شود؟ آیا برای این کار می توان دلیل آورد که عده زیادی از همین طریق به قرآن روی آوردند.
شاید خداوند نخواهد کسی از این طریق به قرآن روی بیاورد.
شاید.
نظرتان در تکرار خاص آیات قرآن به عنوان ذکر چیست؟ بگونه ای که این بشود یک روش سلوکی برای رسیدن به حقیقت؟!
نظرتان درباره درست کردن جدول های ابجدی چهار در چهار و ... و تاثیرهای عجیب آن چیست؟
بالاخره قرآن چنین ویژگی هایی دارد دیگر، چرا چنین ویژگی هایی دارد؟ چرا سوره توحید را اینگونه روی کاغذ بنویسیم چنین تاثیراتی دارد؟ آیا این اعجاز قرآن نیست؟ آیا صحیح است که کسی را از این طریق به اسلام دعوت کنیم؟
(البته آنچه گفته شد در نظر بنده یقینی نیست لیکن عده ای در این خط و خطوط هستند)
به نظر عرب زمان امام صادق ع علم حساب را آنقدر می فهمیدند که ...
چرا حضرات معصومین با زندیق اینقدر خود را درگیر می کردند؟
آیا معصومین نمی توانستند اشاره ای به اعجاز ریاضی قرآن بکنند تا این همه مباحثات رخت برکند.
شاید معصومین نمی خواستند از این طریق فرد را متقاعد کنند. شاید معصومین تنها حصول معرفت را مبنای تبلیغ و پذیرش دین حق می دانستند.
خدمت شما گفتم که اگر شما سراغ دارید به بنده معرفی کنید؟
بحث در کارآمدی یک روش را خدا می داند.
اینکه اتخاذ یک روش تبلیغی و گسترش آن چه تبعاتی داشته باشد را خدا می داند.
من که نمی توانم دلائل شما را برای استفاده از اعجاز عددی قرآن برای خودم حجت بدانم.
فطرت را اشتباه کردم بیان کردم.
هر روشی که معصومین در تبلیغ دین بکار می گرفتند باید روش ما باشد.
کسر شأن برای مبلغ معنا ندارد.
اگر بداند که روشی مؤثر است باید آن را پیش بگیرد.
البته بنده باز هم می گویم که در صدد نفی نیستم بلکه پرسش بنده از دلیلی برای اثبات حجیت این روش است؟
بله اگر اصل عملی برائت را جاری کنیم همه چیز حل می شود.
اصلا تمام دین ما با پایه همین برائت دارد می چرخد!
اما  در ارتباط با توجیهات
بنده توجیه بهتری به ذهنم نمی رسه.
لیکن بنده در صدد اثبات نیستم.
شما باید  برای اثبات این نظم دلیل بیاورید و دلیلی بر توجیهات مذکور وجود ندارد مگر اینکه قرآنی که در دست ماست بسم الله الرحمن الرحیم را در سوره حمد شماره زده، لیکن در سور دیگر شماره نزده است که هم دلیل نمی شود.
اگر دلیل دیگری به نظر شما هست بفرمایید.
خیلی خیلی متشکر.
ببخشید متوجه دلیلتون نشدم.
یعنی قرآن بدون شماره گذاری بسم الله الرحمن الرحیم سور دیگر 6236 آیه دارد؟
و وجود 6236 آیه در قرآن کریم طبق نظر شیعه مدلل است؟ به این معنا که جز قرائت حفص از عاصم با این نحوه شماره گذاری دلیل دیگری بر آن وجود دارد؟
اگر اینگونه باشد نظم مورد بحث قابل اثبات است.
باز هم خیلی خیلی متشکر.
اگر فرصت داشتین دلیل وجود 6236 آیه را بفرمایین ممنون میشم.
پاسخ:


شما باید تکلیف این را روشن کنید که آیا در زمان پیامبر اکرم، هر سوره با ذکر فواصل آیات (و بنا به تعبیر خودم: آیه بندی) مشخص شده بود یا خیر؟ اگر بگویید: خیر، جوابی بر خلاف اتفاق شیعیان و اکثریت قاطع اهل سنت زده اید.(الاتقان، ج1، ص232) زیرا شیعیان و اکثر علمای اهل سنت اتفاق نظر دارند که آیه بندی هر سوره توسط شخص نبی اکرم ص صورت گرفته است و بر این مدعا شواهد حدیثی و تاریخی ذکر می کنند (التمهید، ج1، ص 275-280).  و طبیعی است که مسلمانان به خود اجازه نداده اند که آیه بندی رسول اکرم را تغییر دهند. در نتیجه قاعدتا آیه بندی قرآنی که در اختیار ماست باید همان آیه بندی ای باشد که توسط پیامبر صورت گرفته است.

دیگر آنکه اکثر دانشمندان علوم قرآنی می گویند که قرائت حفض ار عاصم که هم اکنون در اختیار ماست، معتبرترین نوع قرائت بوده است که سرمنشأ آن هم به امیرمومنان علی ع می رسد و علاوه بر این کوفیون که از قرائت سرآمد همه بوده اند تصریح کرده اند که تعداد آیات 6236 آیه بوده است و این تعداد را منسوب به امام علی دانسته اند. مستند این حرف من سخن آیت الله معرفت است که می گوید:

عدد صحیح آیات، طبق روایت کوفیّین که صحیح‏ترین و قطعى‏ترین روایات است، 6236 آیه است که از مولى امیر مؤمنان علیه السّلام روایت شده است. و اکنون عدد آیات قرآن در مصحف شریف همین رقم است. این شمارش، مبنى بر آن است که‏  «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» در سوره حمد یک آیه محسوب مى‏شود و در دیگر سوره‏ها آیه مستقل به حساب نیامده باشد. (علوم قرآنی آیت الله معرفت ص 117). اگر به حرف ایشان اعتماد ندارید، بفرمایید تا سند حرف ایشان را پیگیری کنم. ایشان همچنین نوشته اند:

روایت کوفیین از ابن ابى لیلى، او از ابو عبد الرحمان سلمى و از امیر مؤمنان علیه السّلام است.

برای این مطلب هم اگر پاسخی دارین ممنون می شم.
در روایات بسم الله متعلق به تمام سور است و نزع بسم الله از تمامی سور را موجب بطلان نماز می دانند و مخالفین مذهب جعفری بسم الله الرحمن الرحیم را از حمد و سوره حذف می نمودند.
از طرفی از حضرات معصومین نقل شده است

وَ مِنْهُ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَرَقُوا أَکْرَمَ آیَةٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ‏ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِیمِ‏.

وَ مِنْهُ عَنْ عِیسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: بَلَغَهُ أَنَّ أُنَاساً یَنْزِعُونَ‏ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِیمِ‏- فَقَالَ هِیَ آیَةٌ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ أَنْسَاهُمْ إِیَّاهَا الشَّیْطَانُ.

وَ مِنْهُ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع یَقُولُ‏ مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ عَمَدُوا إِلَى أَعْظَمِ آیَةٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ- فَزَعَمُوا أَنَّهَا بِدْعَةٌ إِذَا أَظْهَرُوهَا وَ هِیَ‏ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِیمِ‏-.

یعنی بر بسم الله الرحمن الرحیم اطلاق آیه شده است و باید دلیل محکمی وجود داشته باشد که آیه بودن بسم الله را در سور دیگر خدشه دار کند.

پاسخ:
مگر ما ادعا کرده ایم که بسم الله الرحمن الرحیم آیه محسوب نمی شود؟ سخن ما این است که بسم الله الرحمن الرحیم خود آیه ای مستقل است (در اولین آیه سوره حمد)، که همین آیه (دقت کنید) در ابتدای بقیه سوره ها نیز آمده است، اما نه به عنوان آیه ای مستقل بلکه به ضمیمه آیه ما بعدش یک آیه شمرده شده است. اما آیه بودن بسم الله سرجای خودش محفوظ است و اگر از این نظر به آن اطلاق آیه  شود ایرادی ندارد. بنابراین اگر امامان به کسانی که بسم الله الرحمن الرحیم را در ابتدای سوره های قرآن نمی خوانند، ایرادی دارد که بگویند که چرا این آیه را ذکر نمی کنند؟ بی شک خیر. زیرا در هر حال بسم الله الرحمن الرحیم به علت اینکه در سوره حمد به عنوان آیه ای مستقل آمده است، به آن اطلاق آیه می شود و بسم الله واقع در ابتدای سوره ها از جنبه لفظی و معنایی همان بسم الله اول سوره حمد است، پس به بسم الله ها در ابتدای تمام سور می توان اطلاق عنوان آیه کرد، اما از آن جهت که به تنهایی آیه ای مستقل نیست نمی توان اطلاق آیه مستقل کرد. اینها همش اعتباری است و هیچ ایرادی هم ندارد.

در ضمن شما توجه داشته باشید که همین قرآن کنونی ما با همین ترتیب سوره ها و آیه ها و تعداد آیاتش، دارای نظم ریاضی فوق العاده ای است، که کافی است که فقط یک آیه کم یا زیاد شود، آنگاه همه این نظم های ریاضی در هم فرو می رود. آیا واقعا معقول است که بگوییم که این تعداد آیات (6236 آیه)، به طور اتفاقی و از ناحیه مسلمانان و نه نبی اکرم، ایجاد شده است؟ آیا معقول است که امری اتفاقی بتواند چنین نظمی را در قرآن به وجود بیاورد؟ در ضمن ماگفتیم این تعداد آیه بر اساس قرائت کوفیون بوده است که آن را از امیرمومنان روایت کرده اند و فکر نمی کنم امت اسلامی در آیه بندی سوره های قرآن شکی داشته باشد که از طرف نبی اکرم نبوده باشد.

اذیتت می کنم برادر
اما این معلوم است که حرف آیت الله معرفت برای ما حجت نیست.
از طرفی دو محاسبه عددی که شما در این وبلاگ متذکر شدید مبتنی بر این است که بسم الله الرحمن الرحیم در غیر سوره حمد شماره نخورد.
بنابراین کسی که می خواهد کتابی بنویسد در اعجاز عددی قرآن اول باید این مسئله را حل کند.
و اگر نه مورد تمسخر واقع می شود و می گویند هنوز اصل مطلب را حل نکرده یک کتاب نوشته.
شاید بتوان گفت علت عدم روی آوردن به این مسائل همین باشد که بعدا مشخص می شود که از اساس مشکل داشته، مانند اعجاز علمی که علم پیشرفت می کند و بعدها مشخص می شود تحلیل علمی امروز غلط بوده، بعد ما می آییم و می گوییم اتفاقا قرآن می تواند بیانگر مطلب علمی جدید هم باشد! اینطوری که قرآن زیر سؤال می رود.
البته نمی خواهم بگویم که این محاسبات از اساس اشکال دارد، بلکه حداقل این است که ثبت الارض ثم انقش و اگر نه این قرآن است که به تمسخر گرفته خواهد شد.
از روایاتی که در نظر بعد هم برای شما ارسال کردم غفلت نکنید.
چون ممکن است کسی با این روایات استدلالات شما را مورد مناقشه قرار دهد.
اگر به نتیجه رسیدین ممنون می شم بنده را نیز در جریان بگذارید.
خیلی اذیت کردم حلال کنید.
پاسخ:
یعنی اگر برای شما احراز شود که این تعداد آیه بر اساس قرائت کوفیونی است که از امیرمومنان روایت کرده اند، باز هم مشکلتان حل نمی شود. اینکه این قرآن کنونی متعلق به قرائت حفظ ار عاصم است که از امیرمومنان روایت کرده است و با همین ساختار کنونی اش به دست ما رسیده، تردید دارید؟ اگر تردید ندارید دیگر نمی توانید در تعداد آیه های آن خدشه وارد کنید. زیرا این قرآن توسط حفض از عاصم از امام علی روایت شده است و امت اسلام هم به خاطر اینکه معتبرترین نوع قرائت بوده است آن را پذیرفته است. اینکه قران کنونی قرائت حفض از عاصم است ربطی به حرف آیت الله معرفت نیز ندارد و طبق همین می شود ثابت کرد که این قرآن از امام علی روایت شده است و حجت است بر ما. جوابهای دیگری نیز در نظر دیگرتان داده ام. مطالعه نمایید.
 در ضمن من از نقد و انتقادات هیچ اذیت نمیشم بلکه استفاده می کنم

بحث در قرائت نیست بلکه بحث در شماره خوردن بسم الله الرحمن الرحیم است و اینکه شماره بخورد یا نخورد در قرائت حفص از عاصم تغییری حاصل نمی شود.
اینکه شماره بخورد یا نخورد باید دلیل محکمی داشته باشد.
اگر تنها دلیل شماره آیات مطابق روایت کوفیین از ابن ابى لیلى، او از ابو عبد الرحمان سلمى و از امیر مؤمنان علیه السّلام باشد باید در صحت چنین اسنادی تحقیق کرد.
بعد باید از روایات فوق الذکر نیز جواب داد و جمع کرد.
پاسخ:
آنچه که در جمع آنها به ذهنم رسید ذکر کردم، ظاهرا آنها را نخوانده اید
درست میگن چون پیش از این نگاه کردم و پاسخی ندیدم متوجه منظورتان نشدم.
اینکه به بسم الله الرحمن الرحیم در تمای سوره ها اطلاق آیه بشود از این جهت که در سوره حمد آیه است به نظر اطلاقی عرفی نیست؟ و با ظهور کلام نمی سازد و خلاف ظهور حجت نیست.
مگر اینکه اسناد  ابن ابى لیلى، او از ابو عبد الرحمان سلمى و از امیر مؤمنان علیه السّلام اسنادی قطعی باشد که در اینصورت می توان از ظهور کلام دست کشید.
اما در این مورد که اگر یک آیه کم و زیاد شود شما تحقیق کردید ببینید نظم های دیگری در آن پیدا نمی شود؟ یعنی نظم های دیگر غیر از این نظم ها؟
بالاخره کسی که اینگونه محاسبات را هم کشف کرده عمر گذاشته است.
پاسخ:
حتی اگر بنا به فرمایش شما بسم الله سایر سوره ها را آیه ای جداگانه به حساب بیاوریم که مسلمانان صدر اسلام به غلط آن را شماره نزده اند، به نظر غیر ممکن می رسد که از این اعمال سلیقه غلط مسلمانان، یک نظم خارق العاده پیدا شود!!! مگر اینکه خداوند اراده کرده باشد که قران را به گونه ای طراحی کند که اگر مسلمانان به اشتباه بسم الله اول سوره ها رو شماره نزنند، باز هم  نظم خارق عددی العاده ای در قرآن ایجاد شود و در بحث ما همین برای ما کافی است که ثابت کنیم که خداوند به قرآن کریم نظر ویژه داشته است که حتی اگر مسلمانان به غلط بسم الله اول سوره ها رو شماره نزنند اما با این حال دارای نظم عددی باشد. اینجوری شاید حتی اعجازش بیشتر هم بشه. اینطور نیست؟ فکر کنم اینجوری دیگه مشکل شده باشه. تنها می مونه اون دیدگاه شما که چرا اهل بیت از این روش استفاده نکرده اند که البته باید به آن پاسخ داده شود.
در ضمن اطلاق آیه با بسم الله اول سوره ها اونقدرها هم که شما فکر می کنید خلاف ظهور نیست. به طور کلی ظهور گیری خیلی وقتها اختلافی است. ما و شما که دیگه خیلی باهاش برخورد داشتیم که برخی علما میگن این آیه یا حدیث در این ظهور داره و دیگری می گه خیر در این ظهور نداره.
به نظرم خودتون قضاوت کنین. اگر به کسی که می خواد به قرآن ایمان بیاره اینجوری اعجاز قرآن را مطرح کنید چه برخوردی با شما داره؟
بعد هم پرسش دوباره تکرار میشه که اگر یک آیه کم و زیاد بود از کجا معلوم که نظم های دیگری از آن قابل استخراج بود؟
پاسخ:
اولا: اگر تنها دلیل من بر اعجاز قرآن، اعجاز عددی ای که مطرح کرده باشه، حرف شما درسته. اما تنها دلیل من که این نیست. توی همین مقاله هم دقیقا به این مطلب تصریح کردم(لطفا اون رو با دقت بیشتری بخونید). این اعجاز عددی فقط یک قرینه خیلی خوب برای الهی بودنه قرآنه نه لزوما یک دلیل! بنابراین مخاطب ما برخورد بدی با ما نخواهد کرد، زیرا اون، مثل شما به این مطلب گیر نمیده که بسم الله با اینکه آیه است، چرا شماره نخورده؟ بلکه اون میگه، مسلمانان میگن قرآن به تواتر به دست اونها رسیده است و مسلمانان هم اتفاق دارند که تقسیم بندی آیات توسط خود پیامبر اتفاق افتاده، در نتیجه تردیدی در اینکه قرآن کنونی همان قرآن زمان پیامبر است، ندارد. شما هم پاسخ ندادید که شیعه و سنی اتفاق دارن که تقسیم بندی آیات در زمان پیامبر اتفاق افتاده رو چه جوری با دیدگاهاتون جمع می کنید؟
دوما: اگر با کم یا زیاد شدن آیه ای نظم های عددی دیگری پیدا بشه یا نشه، به اصل بحث من ضرری نمی زنه. بحث من اینه که محال وقوعی است که به خاطر بی دقتی مسلمانان در شماره گذای آیات و به طور اتفاقی، چنین نظم خارق العاده ای پیدا بشه مگر اینکه خداوند اراده کرده باشد که حتی اگر مسلمانان در شماره گذاری آیات اشتباه کنند، باز هم دارای نظم خارق العاده باشه و همین ثابت میکنه که آورنده این کتاب خداونده. اگر ما دلایل قطعی داشتیم که باید بسم الله اول هر سوره رو شماره گذاری می کردیم آن وقت و در نتیجه  قرآن کمتر یا زیادتر از 6236 آیه می شد، اصلا برای من مهم نیست که دارای نظم عددی دیگری می شد یا نه؟ زیرا ما داریم درباره قرآنی که الآن در دسترس ماست صحبت می کنیم و همین قرآنی که به تواتر به دست ما رسیده، بسم الله های اول سوره ها شماره نخورده. اصلا بر فرض که بسم الله اول سوره ها یک آیه جداگانه بوده، واقعا از دید شما محاله که شماره نخوره؟ یعنی اگر پیامبر اکرم بنا به هر دلیلی نخواهند که بسم الله اول سوره ها با اینکه آیه ای مستقل است شماره بخوره، این کار پیامبر برای شما قابل هضم نیست؟؟!! و واقعا خیلی عجیبه که پیامبر چنین کاری کنند؟؟
به نظر من که قرآن همینجوری قشنگ تره که بسم الله اول سوره ها شماره نخوره و هیچ تعجب هم نمی کنم که پیامبر نخواد بسم الله اول سوره ها رو شماره بزنه. میگم حتما دلیلی داشته که اینجوری خواسته.

ببخشید از کجا معلوم که نظم های دیگری از آن قابل استخراج نبود؟

یعنی به حقیقت در نظر شما ظهور آیه در روایات فوق الذکر آیه بودن بسم الله الرحمن الرحیم در نظر گوینده آن علی الاطلاق یعنی در هر سوره ای نیست؟ و ظهور در تفکیک است؟
پاسخ:
اصلا نفهمیدم چی میگید؟ لطفا واضح تر منظورتون رو بیان کنید !
بحث تقسیم بندی آیات در زمان پیامبر به نظر ارتباطی با شمارش نمودن بسم الله الرحمن الرحیم ندارد. یعنی می تواند تقسیم بندی آیات در زمان پیامبر صورت گرفته باشد لیکن شماره گذاری بر اساس بدعت حذف بسم الله الرحمن الرحیم مگر در سوره حمد که دیگر نمی توانستند این کار را بکنند از آنجائی که سبع من المثانی کار را خراب می کرده است و حذف در اینجا خیلی فجیع بوده.
اگر بپذیرید که ممکن است نظم های دیگری بر اساس شماره گذاری های دیگر وجود داشته باشد دیگر اصل وجود نظمی یا نظم هایی عددی در قرآن اعجاز محسوب نمی شود و به نظر بنده اینگونه پذیرش عین اعتراف به عدم اعجاز و تصادفی بودن است. یعنی اگر هم زیاد و کم بشه باز هم بالاخره ممکن است نظم هایی در آن پیدا شود، حتی ممکن است نظم های بیشتری در آن پیدا شود.
بله اگر اعجاز اثبات بشود یکی از قرائن خوب می شود لیکن بحث ما با شما در اصل اثبات است و بنده پرسشهائی را در این رابطه مطرح نمودم و تشکیک بنده در این مطلب است نه در اینکه اعجاز عددی اثبات شده یکی از قرائن می تواند باشد.
بحث در این نیست که اگر این نشد یک راه دیگر!
اگر کسی کتابی در این زمینه چاپ کند یا مقاله ای در این زمینه بنویسد که مورد تشکیک قرار بگیرد اینگونه نیست که به همین سادگی بگوئیم خوب این نشد راه های دیگر هم هست.
از حیث روانشناختی این تشکیکات تزلزل ایجاد می کنه و حتی فرد رو در قبول موارد دیگر دچار اشکال می کنه، از آنجائی که این وسوسه در فرد ایجاد می شه که نکند این هم مانند اون مورد باشه!
به حقیقت خود شما اگر براتون مطلب حقی را با استدلالات قابل تشکیک ارائه بدهند در حقانیت او شک نمی کنید؟
البته این فهم قاصر و کوتاه بنده است که به این جور مباحث گیر میده.
لیکن حقیقت به نظر بنده با همین فهم قاصر تاثیر منفی این رویکردهاست.
البته شما بطور قطع طبق فهم خودتون باید عمل کنید.
خیلی بحث برای بنده مفید بود.
من رو از دعا فراموش نکنین.
پاسخ:
من هیچگاه نمی پذیرم که به طور تصادفی، با کم شدن یا زیاد شدن تعداد آیات نظم های خارق العاده دیگری در قرآن ایجاد شود زیرا چنین امری محال وقوعی است.
 آری تنها در یک صورت ممکن است با کم یا زیاد شدن آیات، نظم های دیگری پیدا شود، آن هم فقط در حدی که بسم الله سوره های دیگر را شماره بزنیم و در شمارش آیات محسوب کنیم. آن هم به شرط اینکه واقعا از نظر پیامبر باید شماره میخورده اما شماره نخورده. در این صورت، احتمال اینکه نظم های عددی دیگری پیداشود زیاد است. پس منظور من کم یا زیاد شدن آیات به طور دل به خواهی نیست.بنابراین پاسخ خیلی از اشکالاتتان داده می شود.
من سر حرفم می مانم که این نظم عددی خارق العاده یقینا در قرآن وجود دارد و به هیچ وجه هم ممکن نیست که تصادفی رخ داده باشد، بلکه پشت آن قاعدتا باید علم الهی وجود داشته باشد. اما ایجاد چنین نظم خارق العاده ای به تنهایی کافی نیست که به انسان اطمینان بدهد که قران از طرف خداست، زیرا گرچه چنین نظمی اقتضای حصول اطمینان در انسان دارد اما باید مانعی هم سد راه اطمینان نشود، موانعی چون محتوای خرد گریز و فطرت گریز محتوای قرآن یا  شخصیت غیر اخلاقی پیامبر و .... .که اگر این موانع نبودند همین اعجازهای عددی انسان را به اطمینان می رساند.
باز هم می گویم، اگر به این حرف ایرادی دارید حتما مطرح کنید. آیا نظم مطرح شده در این مقاله می تواند تصادفی رخ داده باشد یا خیر؟ و بر فرض که بسم الله اول سوره ها یک آیه جداگانه بوده، واقعا از دید شما محاله که شماره نخوره؟ یعنی اگر پیامبر اکرم بنا به هر دلیلی نخواهند که بسم الله اول سوره ها با اینکه آیه ای مستقل است شماره بخوره، این کار پیامبر برای شما قابل هضم نیست؟؟!! و واقعا خیلی عجیبه که پیامبر چنین کاری کنند ؟؟
شما فرمودید ظهور گیری افراد متفاوت است من یک سؤال از شما کردم که آیا به حقیقت ظهور کلمه «آیه» در روایت به عنوان نمونه وَ مِنْهُ عَنْ عِیسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: بَلَغَهُ أَنَّ أُنَاساً یَنْزِعُونَ‏ بِسْمِ‏ اللَّهِ‏ الرَّحْمنِ‏ الرَّحِیمِ‏- فَقَالَ هِیَ آیَةٌ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ أَنْسَاهُمْ إِیَّاهَا الشَّیْطَانُ. در آیه بودن بسم الله الرحمن الرحیم علی الاطلاق است یعنی بسم الله الرحیم را که نزع کردند آیه ای از کتاب خداست در جای جای قرآن یا ظهور در تفکیک است؟ یعنی از ظهور «آیة» پیداست که بسم الله الرحمن در غیر سوره حمد آیه نیست؟
پاسخ:
منظور ینزعون در حدیث چیه؟ سند حدیث چطوره؟
آن جور که من می فهمم منظور حدیث این است که بسم الله آیه ای از قرآن است که شیطان مردم را از ذکر آن بازداشته است. همین! و منظورش این نیست که به هنگام خواندن سایر سوره ها بسم الله را فراموش می کنند. بلکه ظاهرا منظورش این است که در کارهای روزمره خود گفتن بسم الله و نام خدا را فراموش می کنند. حتی اگر منظورش این نباشه، صراحتی در مدعای شما ندارد.
در حدیث دیگر: «ما لهم- قاتلهم الله- عمدوا إلى أعظم آیة فی کتاب الله، فزعموا أنها بدعة إذا أظهروها، و هی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ». ظاهرا بحث بر سر ذکر اخفاتی بسم الله در سوره حمد است که در نماز گفته می شود و کاری هم به سایر سوره ها ندارد.
از همه اینها که بگذریم حتی اگر بسم الله در همه سوره ها آیه ای مستقل باشد، به نظرم به علت تکرارش در همه سوره ها، هیچ ایرادی ندارد که شماره نخورد، چون لزومی صد در صدی برای این کار وجود ندارد. بنابراین اگر بنا به سفارش پیامبر شماره نخورده باشد، مشکل خاصی پیش نمی آید. اتفاقا اینجوری به نظرم قشنگ تر هم هست.
[در پاسخ به پیام های خصوصیتان: شکسته نفسی می فرمایید برادر!، شما یقینا قصدتان از این مباحثه این است که مرا متوجه خطای من در تبلیغ دین کنید که بسیار نیت خوب و به جایی است، سعیکم مأجور. و انشاأ الله قصد من هم این است که با تبادل فکری با شخص فاضلی چون شما پی به اشتباهات فکری ام ببرم]

باسلام.چرا در قرآن 68 مرتبه نام شیطان و فرشته آمده است؟(دلیل عدد 68)
دوست عزیز به این نکات خوب دقت بفرمایید
اولا باید پرسید که چرا شخص پیامبر اسلام در زمان حیات هیچ صحبتی از اعجاز عددی و علمی در آیات و سوره ها نکرده است؟ همینطور هیچ کدام از ائمه ی شیعه نیز چنین ادعائی به زبان نیاورده اند.
دوما، فراموش نکنید که جمع آوری قرآن به شکل امروزی در زمانی بعد از وفات پیامبر و توسط انسانهای معمولی در حکومت خلفا انجام گرفته و براحتی میتوانستند به گونه ای دیگر و کاملا متفاوت از قرآنی که امروز موجود است، آن را جمع آوری کنند. در سوره های بزرگ که بخش اعظم قرآن را تشکیل میدهد تعیین و تکلیف اینکه کدام آیه در کدام سوره قرار بگیرد توسط همان انسانهای معمولی انجام پذیرفت بنابراین باز هم براحتی این مسئله میتوانست به گونه ای دیگر باشد و تعداد آیات در سوره ها میتوانست تغییر کند. همینطور شماره بندی سوره ها و تقدم و تاخر آنها نسبت به هم نیز یک اقدام بشری است. نام گذاری سوره ها هم دقیقا به همین طریق.
بنابراین شما حق ندارید از مجموعه ای از اقدامات بشری یک اعجاز الهی نتیجه بگیرید.
نکته ی حائز اهمیت این است که اگر پارامترهایی که در بالا در کردم به گونه ای دیگر میبود باز هم میتوانست ید یکسری روابط ریاضی از بین آنها استخراج کنید و وجود روابط ریاضی فقط خاص قرآن امروزی نیست.
توجه داشته باشید که هر چقدر تعداد اعداد بیشتر و بیشتر میشود ارتباطات منطقی و ریاضی بیشتری میتوان بین آنها برقرار کرد. قرآن هم تعداد زیادی سوره و آیه دارد پس این چیز عجیبی نیست که توانسته اید بین کلمات جملات و شماره ی آنها و سوره ها چند ارتباط ریاضی استخراج کنید.
شما اگر کتب دیگری همچون تورات انجیل رباعیات خیام دیوان حافظ یا ... را نیز با دقت بررسی کنید میتوانید انواع دیگری از این نوع ارتباطات را بیابید و همان طور که عرض کردم این موضوع خاص قرآن نیست پس بیخود و بی جهت به یافته های غرور آمیز! خود نبالید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی